« کابینهٔ پزشکیان آخرین «دولت»ِ جمهوری اسلامی »
در واپسین ساعاتِ نخستین روزِ مرداد - ماه مشروطه و کودتا - جمهوری اسلامی روز دیگری را به شب میرساند و خوشحال از اینکه سقوط نکرده، کاسهی چهکنم را در نزدیکترین سطل خالی میکند تا فردا، باز با پیشنهادهای مشعشعِ سیّد سردار دکترهای بیافتخار و گُندهگو پر کند!
حیات جمهوری اسلامی در بحرانِ دائم است. حیات حکومت شیعی، از زمان خلیفهٔ چهارم، همیشه در تمایلی ابلهانه به اضمحلال گذشته است؛ چرا که شیعه برای مرگ زندگی میکند. تمایلِ ابدیِ شیعیان به استیلا - با کلیدواژهٔ حکومت جهانی - به مثابهی بنیان همهی رفتارهای تخریبگرانه، همواره در سه مفهوم متجلی میشود:
یک. شهادت، دو. انتظار فرج، سه. ظهور
شیعه تا تأسیس حکومت جهانی (به وقتِ گُلِ نی و در دشتها و کوهپایههای بیدرکجا) بسته به زورِ بازو و تیزی شمشیرش، یا میجنگد و به فنا میرود؛ یا - آنگاه که بی زور و شمشیر است - به کمیل و اباحمزه و لَعنتنامهٔ عاشورا و ندبه و زاری متوسل میشود و «عَجّل» گویان، انتقام سخت را به بیرون آمدن برادر قلچماقِ غایب، از چاه جمکران، یا سوراخی در کاظمین موکول میکند.
منطقاً هیچ ایدئولوژیی برای شکست تدوین نمیشود. غایتِ تمام آرماننامهها پیروزی و رستگاری است. اما آنچه شیعه را متمایز میکند «نپذیرفتنِ شکست» است. این طایفه حتی وقتی به شکلی خفتبار به فنا میروند، پیروزند. اسطورهٔ حسین بن علی، در ۱۴ قرن گذشته، و بهویژه پس از ... « » نماد مقاومت و حقخواهی بوده اما هرگز برای شیعیان دستاوردی نداشته است.
کارناوالهای مرتبط با محرم و در رأس همه، راهپیمایی اربعین، دیگر کارکرد رجزخوانی و شور انتقام ندارند. حالا بسیاری میدانند که کمتر از ۵۰ سال بعد از کشتار روز دهم محرم سال ۶۳، نوههای عباس بن علی و یزید بن معاویه، در مراسمی که بدون شک بساط روضه و مداحی و قمهزنی نداشته، ازدواج کردهاند؛ اما مسألهی مردانِ حسینی و زنانِ زینبی - حکّهٔ اسلامی - به اطفاء نیاز دارد و جز هیأتهای عزاداری و راهنمایی اربعین، زمان و مکان بهتری برای رفع خارش نیست.
غائلهی «دولت پزشکیان» یا باعث سقوط رژیم خواهد شد و یا آن را چنان استحاله میکند که مردم نیازی به براندازی احساس نکنند. پزشکیان در قالب جمهوری اسلامی به همین شکل کنونی، هیچ پتانسیلی برای هشت سال ریاست کابینه ندارد. او و جمهوری اسلامی چهار سال فرصت دارند؛ چهار سالی که شاید آیندگان از آن با عنوانی که گفته شد یاد کنند: غائلهی دولت پزشکیان.
گویا مقدر شده است که دولت پزشکیان، آخرین تلاش جمهوری اسلامی برای حفظ هوادارانش باشد. اصلاحطلب و اصولگرا ندارد؛ حالا که هیأتِ یکدست از همه لحاظ فضاحت به بار آورده، وقت آن است که جمهوری اسلامی به نابخردیِ جمعی در قالب اتحاد چپ و راست دل ببندد و این ستون را هم به امید فرج بیازماید!
با اطمینان میگویم: دولتِ پزشکیان ابلهانهترین کابینهای خواهد بود که این کشور به خود دیده؛ چرا که این شیر بی یال و دم و اشکم، شترگاوپلنگی است که جز ریخت بدیع و بیمانندش، هیچ هنری جز مصرف زمان - هدر دادن عمر ایرانیان - ندارد. تنها دولتی که پیشاپیش خودش را مکلف میداند اصولگرایان را صد در صد راضی نگه دارد و همزمان باعث ریزش آخرین اصلاحطلبانِ محافظهکار نشود، که هنوز با یک سادگیِ کودنانه - منتظرند! سالها است که به این یقین رسیدهاند که ولی فقیه، تا وقتی که ولایتش پابرجااست، به هیچ چارچوب محدود کنندهای تن نخواهد داد؛ اما به امید مراد، در بادیهای که آنرا نه بدایت نه نهایت پیداست؛ بیهوده به قدر وسع میکوشند که انرژیهای کیهانی را روانهی بیت کنند؛ بلکه ولی امر مسلمین جهان سرِ عقل بیاید و بپذیرد که که جایگاهش را نه مدیونِ جبرئیل، که تا ابد بدهکار ملعونْ اکبر هاشمی بهرمانی مشهور به رفسنجانی است. منتظرند که خامنهای یادش بیفتد که در دوران خدمت در حمام منصوری، به سومنامبولیسم هم نمیدید که روزی ولی امر مسلمین جهانش بخوانند!
یکم مرداد ۱۴۰۳
فیروز شادمان