زوالِ عقل دیکتاتور
(ضربۀ
آخر به دیکتاتوری)
🔶 علی خامنهای در دیدار با گروهی
از #مداحان گزارهای نازل کرده است که باید به قرآن ملحقش کرد: «نقشۀ دشمن نقشۀ جامعی
بود؛ اما محاسبهاش غلط بود.»
🔹دخول به بحث:
از دست دادنِ مشاعر نشانههایی دارد؛ از جمله این که آدم، بین واژه و خیار و
گوجه فرقی نمیبیند؛ کلمه را کاهو صدا میزند (جالب این که گویندههای تلویزیون به
«سالاد کلمات» میگویند بیانات گهربار!)
طرف میگوید «...» اما منظورش «کمچه» است. یا مثلاً به علی خامنهای میگوید
آقا! خلاصه که حرف نمیزند؛ واژه ول میدهد و معنی ز خدا میطلبد.
(ببخشید!
واقعاً ببخشید! نمیدانم چرا مثالهایم این شکلی شد. فکر نمیکنم به از دست دادنِ
مشاعر ربطی داشته باشد. ان شاء الله که ندارد.)
عرض میکردم که آدم وقتی مشاعرش را از دست میدهد؛ رسماً أُس تلاوت میکند.
سالادِ واژگان واژینال!
🔸 دوباره ملاحظه بفرمایید:
«نقشهی
دشمن نقشهی «جامع»ی بود؛ اما محاسبهاش غلط بود.»
یک) خامنهای از دیکشنری کاپیتان لینچ استفاده میکند؛ وگرنه «نقشه» نمیتواند
هم جامع باشد هم غلط داشته باشد؛ آن هم محاسباتی!
دو) از درسهای خارج ولی امر مسلمین جهان، آموختهایم که «محاسبه» جزیی از
«نقشه» نیست؛ چون در راستای داهیانه، «نقشه»ی دشمن «جامع» بوده (حالا یک مختصر
سَهوِ محاسبات داشته؛ آن هم عون الهی بوده در جهت تحکیم نظام). نص صریح خطابهی ایشان
است که نقشهی دشمن #جامع بوده! جامع در بعضی جاها یعنی «حالا جامعِ جامع هم که
نه؛ منظورم خَفَن بود.»
(بیچاره
اگر یک بیت از شاهنامه را فهمیده بود میدانست که شکست #دشمن وقتی پیروزی #ما است
که دشمنمان قوی باشد و زیرک. شیعه در همه چیز مبتذل بود.)
همین جا عرض کنم که از ویژگیهای رهبری همین است که یک جمله میگویند؛ داستان
میشود:
ــ روحانی یک جور
قرائت میکند.
ــ رییسی دقیقاً ضدّ آن را میفهمد.
ــ مونالیزای امامان جمعه ـ حاجیعلیاکبری ـ نتیجه میگیرد که با جوانان باید
محبتآمیز حرف زد (با کُسخندی ابلهانه؛ که وای من چه نایسم!) حتی وقتی قرار است
آنان را مژدهی داغ و درفش بدهیم؛ یا رأفت اسلامی را با برندِ کوکاکولا، در نهایتِ
خلوص به آنان فرو کنیم. روحانیِ شیعه وقتی به دختر ۱۴ ساله تجاوز میکند کاملاً
مراقب است که زَوجْتُ را مثل رییسی «قرائت» نکند. خداوند با بندگانش تعارف ندارد؛ یک
-َ بکشد پایین؛ روز جزا، اللهِ ننگینکمان، چوب توی آستین آدم میکند! مگر شوخی
است؟ من مطمئنم که شخصِ باریتعالی، وقتی ملکانِ لطف، سربِ مذاب میریزند توی
رکتومِ بندگانِ خطاکار، لبخند الهی بر لبانِ ملکوتیاش دارد. میپرسید چهطور؟ چون
رحمان و رحیم است. لطیف است.
ـ تعجب ندارد خواهر! یعنی
شما توی عمرتان، ذوالفقارِ لطیف ندیدهاید؟
لابد طنابِ دارِ خوشبافت را هم انکار میکنید! همین است! آزادی مورد نظر شما
همین است که اذهانِ مؤمنین، چنین شناعتهایی را تصور کند! شما همیشه از #آزادی «این»
را میخواستید.
خیر! سیرهی پیامبرِ رحمت و ائمه همواره همین بوده است.
ــ و بالاخره، حضرت آیتالله احمد جنتی ـ آخوند ازلی و ابدی ـ بدون آن که
اصلاً شنیده باشند که آقا چه فرموده؛ موافقت خودش را اعلام میکند.
ـ موافقت با کدام #قرائت؟
بس کنید آقا! قرائتْ دیگر چه جلافتی است؟ اسلام و این اداها؟ حسبنا کتاب الله!
(اما مجید است و تفاسیرش! که هم نزدِ داعشیان #مقدس است و هم برای شیعیان و سنیان
و مسلمانان ایران و تایوان! هم #صدام مثل #مصدق آن را روی دست بلند کرد؛ هم #خمینی
آن را توی جیب تمام کسانی گذاشت که صدام تکهتکهشان کرد. خیلی چیزها میشود اینجا
گفت؛ اما خوانندهی ایرانی، توی دلش دارد با «اطناب» و «پراکندهگویی» جملاتِ
کوبنده میسازد. آنها که پای منبر آوینی و قزوه و «رضا امیرخانی» نشستهاند میگویند:
پریشانگویی! هذیانهای پارانوییدیِ یک ذهنِ آشفته که به جای نگارشِ دلنوشتهای که در عصر فتنههای سایبری، آرامش به قلوب
مؤمنین بدهد؛ سکینهی امالقرا را ملکوک میکند. از خدا جوییم توفیق ادب. و عجل
فرجهم!)
3)
پیش از هرچیز، لازم است به شماره ۲ اضافه کنم که حتی اگر به قرائتهای مختلف قائل
باشیم؛ حضرت آقا طوری حرف میزنند که قدرتیِ خدا تمام قرائتهایی که از فرمایشات ایشان
میشود کرد؛ درست از آب در میآید. در همین قضیهی اوکراین، چه کییِف ببرد چه
مسکو، پیشبینی آقا درست خواهد بود. درست است که حضرت میفرمایند «جامع» اما
مقصودشان #موقت است. موقت هم که شما ملّت فهیم بهتر از بنده میدانید یعنی چه.
کسی گفت: وقتی نقشه جامع است یعنی دشمن پیروز خواهد شد؟
📝 حقیقت این است که (۴) هم چیزی شبیه یک و دو و سه
خواهد بود. اگر این سلسله به ۱۴۴۴ هم برسد (عدد سالی که انقلابْ گام سوم را
برخواهد داشت؛ با گوزِ مُکفی) باز هم حق با آقا است.
بیت:
گامها برداشتم مردوانهوار هر قدم با گوزهای
بیشمار
📜 غرض که زیاد است. اما یکی از اغراض این که ملتِ غیور
ایران؛ فرزندانِ آریوبرزن ـ از زن دومش ـ و نوادگانِ راستین کوروش (اسکندر؟ داییشان
میشود. مرد بود؛ مرد!) به زودی ناچار خواهند شد از #زبان_مذکّر خداحافظی کنند.
📜 بزرگی در جُستاری پیرامون «زوال عقل دیکتاتور» میگوید: توسعه جفتک هم دارد. و در
«ما نحن فیه» (ایــح!) جفتکِ «خیزش» این است که هرچند با شعارهای ناموسی دارد پیروز
میشود؛ قرار است لگد بکشد زیرِ میز غیرت و تعصب و نرینگی. لذا رخصت میخواهم که
از آخرین فحشهای کَیّاف* - بسیار کافدار - استفاده کنم. گمان نمیکنم
هدایت* هم خیلی ناراضی باشد. خوشبختانه صادقخان به روح اعتقاد نداشت؛
وگرنه با شنیدنِ حذفِ #فحشهای_خّاردار* آزردهروح میشد.
📜 اما بعد؛ چنین فرماید مولانا
فیروز شادمان:
سرخرویِ کونبهمزدِ خامنه نه پدر معلومْ او را نی ننه
مرجعِ دشمنشناسِ سختگیر با
عدو در زیر و بر ملّت دلیر
عاشقِ «البوسه» لیکن از الاغ تشنهی آبِ حیات؛ امّا ز شیر
چارخایه؛ غُدّهی وَذْیاش علیل از لحاظ «دست» عیناً اردشیر
(قافیه دلخواه و مضمون بس فراخ ها!
«گشاد»م دفعتاً آمد به ویر)
پرتگویی پیشهی دیرین او بیاصولی پایهی آیین او
کونگشادِ بیحیای کسننه زیرـخوابِ زارعانِ ورزنه
🟩 🟦 🟩
📃 ایرانِ امروز #کاوه
بسیار دارد. شاید کاوهی کاوهگان نداشته باشد ـ که نیازی هم به آن ندارد؛ اما
انقلابِ #زن_زندگی_آزادی را کسانی رهبری میکنند به خودشکوفایی رسیده؛ که اگر هم
#فردیت را تماماً به سودِ «اید» و آراسته به نارسیسیزم فهمیده باشند؛ حاضرند برای
آزادیِ انسان بمیرند.
📜 پاسداشتِ #نسل_نو را، پذیرفتنی نیست که «یه
جوری» بشویم اگر روزی در شبکههای اجتماعی بخوانیم:
🌈 نام کاوهی انقلاب ایران در
شناسنامه «گردآفرید» است.
تیترهای #کیهان و ننگیننامهی مهردادِ زهرپاش را میتوان پیشبینی کرد؛ امّا
در ایرانِ فردا، جایی برای خوشمزگیهای هوموفوبیک وجود ندارد. قرار نیست کسانی در
ایرانِ آینده همچنان زندانیِ «نام پدر» باشند.
📜 خداوندِ رنگینکمان نه سربِ
مذاب دارد نه داس. نزدِ خدای رنگینکمان ـ انسان ـ رنگها «لِتَعَارَفُوا» نیستند.
کسی میتواند مرز هفت رنگِ رنگینکمان را تصور کند؟ (گستره برابرنهاد خوبی برای طیف
نیست!)
📝 در کتاب مقدس ایرانیان، «شناختِ دیگری» اساساً «مسأله»
نیست که برای «حل»ِ آن محتاجِ فکر کردن به #تمایز باشیم. در #ایران_رنگینکمانی
شناختِ دیگری مهمل است؛ اولین و تنها #اصل در این کتاب «به رسمیت شناختنِ حقوق دیگری»
است؛ #برابری مطلق.
مؤلف نمیتواند تمایل خود را به حذفِ واژهی «دیگری» از زبان فارسی پنهان کند؛
اما اگر به هر دلیل ناچار به پذیرفتن واژهی «دیگری» باشد؛ نه به قصدِ رواج شعار
«پذیرشِ دیگری» که به هدفِ انشای این اصل در قانون اساسی ایران آینده است.
🔺 دیگری نیازی به پذیرش
#ما ندارد. بله؛ «ما». یادتان که هست؟
فیروز شادمانتر
بیستودوم دیماه ۱۴۰۱
هشت روز مانده به آخرین «بهمن»ِ جمهوری اسلامی؛ ماهِ بنیانکنی که زورش از
#بهمن_عظیمی هم بیشتر است :)
#مهسا_امینی
*/
اگر روزی رییس بخش عربیِ فرهنگستان فارسی بشوم؛ این صفات را پیشنهاد میدهم. تا آن
زمان، کنارِ این و «فحشهای کَــیّاف» یک عدد ® میگذارم. کار از محکمکاری عیب نمیکند.
*/
زبان فارسی ... فحش آبدار زیاد دارد... چرا ولخرجی نکنیم؟
No comments:
Post a Comment