«سخنی
با ایراندوستان»
این پنل در
کارنامهی افراد حاضر در آن یک برش از زندگی سیاسیِ آنان است؛ زندگیای که فقط پیشینهاش
قابل ارزیابی، نقد و حتی نفی است. از این به بعد، خودِ «نشست» هم متعلق به «گذشته»
است؛ نه معیاری برای حذفِ یکی و برکشیدنِ دیگری.
تعیینِ خودی و غیرخودی
کمکی به جنبش نیست. طبیعی است که هر ایرانیِ علاقمند به سرنوشت ایران، یکی از
افراد حاضر را به عقاید خود نزدیکتر ببیند و او را تشویق کند. ایران فقط مردمش نیست.
گرچه مهمترین عنصرِ ایرانیتْ عنصر انسانی است؛ مرادم ایرانیت تمدنی و فرهنگی است
که طبعاً بدون مردم معنا ندارد اما مساویِ مردم ایران نیست. آیا قرابتِ فکری نمیتواند
بدونِ نفی دیگران بیان شود؟ آیا بهتر نیست که روی اثباتِ خود متمرکز باشیم و در
شرایطی که باید
«همگرایی» مهمترین راهبرد ایرانیان باشد رویکردِ حذف و نفی را کنار بگذاریم و روی
«نقد» پا بفشاریم؟
در نقد جایی برای
تعارف و مصلحتاندیشی نیست؛ اما نفی کاملِ شخصی که نظرش را نادرست میدانیم ادامهی
گفتمانی است که همهی ما برای برانداختنش تلاش میکنیم. خطکشی بین حق و ناحق
«نقد» را بلاموضوع میکند.
امیدوارم این یادداشت
را وعظ و اندرز نبینید؛ اما وقتی که عدهای از هموطنان ناخواسته به واگرایی دامن
میزنند نباید سرخورده شد؟
گفتوگو بین
افراد حاضر در نشست معنای روشنی دارد: تنها راهِ متمدنانه برای تبادل نظر بین کسانی
که مثل هم فکر نمیکنند. آیا کامنتهایی که هموطنانِ نگران میهن و امیدوار به
بازپسگیری ایران از انیران نوشتهاند مصداق گفتوگو است؟
📝 مهدی
حاجتی عزیز و آرش جودکی عزیز با احترام یکدیگر را مخاطب قرار میدهند؛ آیا نمیشود
نظر دادن در مورد این دو هم بدون برچسبزنی و پرخاش باشد؟
📝 آیا
بیانِ بخشی از خواستِ اقلیتها، حتی در یک جمع چهار نفره هم باید با برخورد حذفی و
دعوت به سکوت روبهرو شود؟
📝 بر
هر آدم منصفی روشن است که آرش جودکی و رویا حکاکیان هیچ علاقهای به جدایی بخش یا
بخشهایی از ایران ندارند؛ آنها فقط روی شنیده شدن حرفهای جداییخواهان تأکید
دارند. اگر این اتفاق در یک پنل هم نیفتد چهطور انتظار داریم در ایران رخ بدهد؟
📝 اگر
به جای جودکی و حکاکیان، یک کُرد هویتخواه و یک عرب خوزستانی - که خرمشهر را
«محمره» میخوانَد - در پنل حضور داشتند آقای مهران انصاری بلند میشد و گفتوگو
را ترک میکرد. این رفتار با شعار تحمل و مدارا و رواداری قابل جمع است؟
📝 اصلاً
حواسمان به این فاجعه هست که آقای انصاری عزیز، چه چشماندازی از ایرانِ پس از
جمهوری اسلامی را برای اقلیتهای قومی (آن عدهای که رویای «ملت» شدن دارند) تصویر
میکند؟ با این رویکرد قرار است همه را حول محور مسألهی ایران متحد کنیم؟
📝 بعید
است کسی در این حقیقت تردید کند که هر نشستی بین مخالفان جمهوری اسلامی، باید تصویری
آرمانی از ایرانِ آینده باشد. آیا این نشست توانست تصویری امیدبخش از ایرانِ پس از
حکومت اوباش ارائه کند؟
📝 آقای
انصاری دستکم در میان حاضران در نشست طرفدارانی داشت که برایش دست میزدند (البته
که در جاهایی من هم برایش دست زدم). اما این موقف ایشان - که اقلیتهای هویتخواه
را حتی لایق همصحبتی هم نمیداند - قرار است نقشهی راه سعادت مردم ایران باشد؟
چنین موضعی، هویتخواهان و جداییطلبان را در خواستشان مصممتر نمیکند؟
📜 هموطنانی
که نگران تکهتکه شدن ایران هستند تأکید دارند که لولوی «سوریهای شدن» ساختهی
جمهوری اسلامی برای ترساندن مردم ایران از انقلاب است؛ اگر اینطور فکر میکنند چهگونه
است که عملاً در همان جهت حرف میزنند و جمعیتی پرشمار را از خیل همسنگران خود
حذف و به «دیگری» تبدیل میکنند؛ به دشمن؟
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
فیروز شادمان
اردیبهشت ۱۴۰۲
No comments:
Post a Comment