Wednesday, May 3, 2023

کف زدن برای دفاعیات جانیان

 

«کف زدن برای دفاعیاتِ جانیان»

 

۱. تا متولدینِ ۱۳۴۰ تا اواخر دهه‌ی ۵۰ گروهِ هدفِ این یادداشت باشند دلایلی دارم که متولدین ۱۳۷۰ به بعد، بهتر درخواهند یافت. همان‌قدر که ذهنِ نسلِ نو، با محوریتِ ده‌هشتادی‌ها، در برابرِ ایده‌های نو گشوده است؛ محافظه‌کاریِ میانسالانِ خسته از ج‌ا آنان را در معرضِ خطاهای راهبردی قرار می‌دهد

2.  به‌ویژه طی سال‌های اخیر، دیدگاه‌های هانا آرنت در «آیشمن در اورشلیم» و نظریه‌ی #ابتذال_شر دست‌مایه‌ی نوشته‌های بسیاری شده است. چیزی که نگارنده از آرنت آموخته، گریز از کور-شرّی است؛ بی‌آنکه فیلسوفِ سیاسی نیمه‌ی دوم قرن بیستم، به آن اشاره‌ای کرده باشد. مرادم از این ترکیبِ ناساز، ناتوانی در تفکیک حق و باطل نیست. #کور_شری حاصلِ غفلت از مرزهای اخلاقی است؛ گونه‌ای خطای شناختی در انتخابِ هم‌سنگر. این غفلت می‌تواند در کنار شناختِ نامتوازن (Cognitive Dissonance)  و از وجهی، تحت تأثیر استیصال نیز رخ بدهد. تدقیقِ این دو را در ادامه خواهید خواند.

3. در دهه‌ی اولِ حکومت پینوشه، راست‌گرایان، محبوب‌ترین خادمان نظام بعد از کودتا بودند. پدرو باریِنتوس یکی از شاخص‌ترین آدم‌های ژنرال در همان سال‌ها بود‌. ستون‌نویس و مدیرمسئول یکی از دو روزنامه‌‌ اصلی سانتیاگو، در ترغیبِ ژنرال به قتل روشنفکران هوادارِ آلنده و تلاش برای انسانیت‌زدایی از آنان نزدِ افکار عمومی، مهم‌ترین نقش را به عهده داشت. هر نوشته‌اش کیفرخواستی علیه یک یا چند نویسنده‌ی دگر-اندیش مخالف حکومت بود. کسانی که به فاصله‌ی بسیار کوتاهی پس از انتشار یادداشت‌های بارینتوس، سلاخی شدند؛ هرگز فرصت نیافتند که در محکمه‌ای - نمایشی حتی - از خود دفاع کنند. بارینتوس همفکرانی در تلویزیون حکومت کودتا داشت. آن‌ها بر اساس نوشته‌های او، سلسله برنامه‌هایی به نام (Identidad) ساختند که در جلب همراهی عامه‌ی مردم با قتل‌های زنجیره‌ای - از جمله تیرباران ویکتور خارا پس از شکستن انگشتان و دست و پای او - مؤثر بود.

4. پدرو پابلو بارینتوس نویسنده نبود؛ اما اگر به جای او بنویسیم «مهدی نصیری» حتی یک کلمه از بندِ پیشین جعل تاریخ معاصر نیست.

5. این روزها ذوق‌زدگیِ بعضی از دوستان از نوشته‌های مهدی نصیری، مدیر مسئول پیشین زورنامه‌ی سراپا ننگِ کیهان و صاحب نشر کتاب صبح در دهه‌ی ۱۳۷۰ تا سرحد مرگ آشوبم می‌کند! کسانی از تغییر موضع نصیری کیفور می‌شوند که کلمه به کلمه‌ی نوشته‌هایش را در کیهان و هفته‌نامه‌ی صبح خوانده‌اند و قتل محمد مختاری، پوینده، میرعلایی، احمد تفضلی، مجید شریف و سعیدی سیرجانی را به یاد دارند. آن‌ها می‌دانند که کُشتنِ فروهرها هیچ شباهتی به اعدام هم نداشت. حتی قتل معمولی هم نبود؛ قتل در نهایتِ قساوت بود. و اگر معنای قتل در نهایت قساوت دور از ذهن مبارک‌تان است به یک اسم اکتفا می‌کنم: کارون حاجی‌زاده.

6.  شرم‌آورتر از بازنشرِ نوشته‌های مهدی نصیری، ذوق‌مرگی از اراجیف محمود احمدی‌نژاد است. اگر مخالفان جمهوری اسلامی، همین امروز این روند را متوقف نکنند؛ دور نیست روزی که حسین سلامی و حسن عباسی هم از آغوش گشوده‌ی «اپوزیسیون» به روی نصیری و احمدی‌نژاد، به صرافت بیفتند که کانال تلگرامی تأسیس کنند و در اینستاگرام و توییتر، متن‌های روشنفکرانه بنویسند و در کلاب‌هاوس منبر بروند و حبّذا-مرحبا بشنوند! هیچ بعید نیست بعد از این جانیان، قاضی صلواتی هم به بخشایندگیِ «اپوزیسیون» طمع کند و در مورد مبانی فقهی ضدیّت ولایت مطلقه‌ی فقیه با اسلام واقعی «جستار» قلمی فرماید!

6.  کور-شرّی یعنی همین. یعنی آدم به چنان زبونی‌ای برسد که دفاعیاتِ احمدی‌نژاد را در دادگاهی که به جنایات او رسیدگی می‌کند - همین حالا، نه فردای براندازی؛ فتأمل! - رساله‌ی جان استوارت میل در باب آزادی بپندارد و آن را دست به دست در شبکه‌های اجتماعی بگرداند. کور-شرّی یعنی خوشحالی از پشیمانیِ عاملانِ کشتار پشت بام مدرسه‌ی رفاه و حیاط زندان اوین، قتل‌های زنجیره‌ای و تابستان ۶۷.

7. کسانی که به هر مغالطه‌ای چنگ می‌زنند تا بازنشر کلیپ‌های سخیف احمدی‌نژاد و نوشته‌های بی‌ارزش مهدی نصیری را توجیه کنند لابد برای توبه‌نامه‌ی قاضی صلواتی اشک خواهند ریخت و از ابراز پشیمانیِ محسن رضایی - که هزاران بسیجیِ نوجوان را روی مین فرستاد و عملیات لو رفته را متوقف نکرد - مشعوف خواهند شد؛ با این توجیه که ریزش‌های نظام به رویش در صفوف اپوزیسیون بکشد! ای مرده‌شو جبهه‌‌ای را ببرد که احمدی‌نژاد علیه جمهوری اسلامی بگشاید! خاک بر سر اپوزیسیونی کنند که تأییدِ مهدی نصیری را گدایی کند. ننگ بر مبارزه‌ای که با هم‌سنگریِ اوباش شیعی بخواهد به پیروزی برسد.

کور-شرّی آخرین نمونه‌ی ابتذال شر نیست؛ آیشمن‌ها ابزارهای بیشتری برای تطهیر خواهند داشت. هنوز «درون پرده بسی فتنه می‌رود».

 

فیروز شادمان

هفتم اردیبهشت ۴۰۲

ایران

No comments:

Post a Comment

مطالبۀ ملی «کدام ملت خواهان اخراج افغانی است؟» / در ابتذال فارسی امروز

 مطالبه‌ی ملی!                                                                        کدام ملّتْ خواهان اخراج افغانی است؟                   ...