«طهرانیّه»
به احترام کشتگانِ
خرداد ۱۴۰۲
«تهران یک بیناموسخانهای
است که باک ندارد ناموسِ مملکتی را به باد بدهد» (عارف)
دوشیزهی پردهبردریده
مدخولهی کیرِ شیخ دیده
پاتختیِ سربهسر شکستاش
از عهدِ قجر به ما رسیده
آن قتلگهِ عشقی و عارف
سرها پیِ هرزگی بریده
بر خوانِ به خونِ ما
فراهم
یکعمر چریده است و ریده
جز سُخره و طعن و طنز
و تحقیر
ایرانی از او هنر ندیده
فَربه شده از هزار
پهلو
یک ارزناما قد نکشیده
هرزهزنِ سفلهی سفیهِه
نامردِ کوتولهی رشیده!
نابالغ و خام و تیغدردست
سرمست و چِت و دهندریده
با نفتِ جنوب و گازِ
مغرب
از ری به الهیه رسیده
نه صاحبِ سکّه و نه دیوان
نه کاتب مکتب و جریده
نه خاک به کف که بر سر
آرَد
نی آب برای دست و دیده
در دود و کثافت و ترافیک
لولیده و خفته و خزیده
زیر عَلَمِ عقیمِ عباس
بر سینه زده؛ چو سگ لمیده
چون کِرم به رودههای
آخوند
در ناز و تنعّم آرمیده
از کَن تا به بهشتزهرا
از بیضهی شیخ مو خریده!
صد داغ ز شیعه بر دلِ
ریش
وز ترسْ سکوتْ برگزیده
زآخوندِ دوزاریِ معفّن
صد ناز به جان خود خریده
از نوبرِ دسترنجِ زارع
پاچالِ دکانِ خویش چیده
دلخوش به صناری و سهشاهی
بر فقرِ کسانْش بسته دیده
⬛️
آخر به چهاید؟ در چه
کارید؟
ای مردمِ درگُهآرمیده؟
جز حرفِ سخیف در صفِ
نان
عالم ز شما دگر چه دیده؟
مأبونصفتاید و
رِند-چهره
ماتحتتَرید و وَرپریده
چندین ماه است تا که ایران
فریاد به داد برکشیده
خونابْ ز قلب تا
جگرگاه
تلخابْ به چشم آوریده
چشم و سر و مغز کاوهگان
را
بر نطعِ ضحاکِ شیعه دیده
وز حنجرِ نالطیفِ
طهران
فریاد رسا کس نشنیده
⬛️ ⬛️
این چامه اگر تکانتان
داد
یعنی که به مغزْ خون
رسیده
ورنه به شما هزار لعنت
صد سِندهی سگ به این
قصیده
ملک الشعراء خزان
ایرانِ شیعهزده
خرداد ماه ۱۴۰۲
No comments:
Post a Comment